کد خبر: ۷۳۱۴۸۱
تاریخ انتشار: ۱۷ فروردين ۱۳۹۸ - ۰۹:۳۲ 06 April 2019

باور به امامت، یک شعار نیست که فقط بر زبان جاری شود. نباید در این تعریف ساکن کوی احساس شویم و د راین حال چنان  بنشینیم که دیگران به خود حق بدهند ما را قبیله احساس نام می نهند که تراز رفتار مان را هم همین خصیصه، تعریف می کند. مومنه نه اگر نگاه کنیم در خواهیم یافت که این احساس نیست که تنها حکم ایمان و باور مان به ائمه(ع) باشد.

قرار نیست اشک تنها سنجه این باور باشد. همه نشانه ها و عشق ورزیدن ها دقیقا زمانی در مسیر درست قرار می گیرد که ما را به فهم درست و رفتار مطابق با آن، هدایت کند. من زمانی می توانم خود را با امام کاظم(ع) تعریف کنم که فراتر از احساس، رفتارم هم به هندسه تعریفی آن حضرت، شبیه باشد. این نگاه ما را به عمل بر صراط مستقیم امامت و فهم روزآمد از احادیث می رساند.

مثلا من دریافتی تازه از این حدیث دارم که حضرت ایشان  به گواه صفحه 667 جلد دوم اصول کافی، می فرمایند: لَيسَ حُسْنُ الْجِوَارِ كفَّ الْأَذَى وَ لَكنَّ حُسْنَ الْجِوَارِ الصَّبْرُ عَلَى الْأَذَى. به این معنی که؛ خوش‌همسایگى [تنها] خوددارى از آزار رسانى [به همسایه‏] نیست، بلکه خوش‌همسایگى صبر بر آزار [از جانب همسایه] است. این نیز تکلیف شهروندی ما را در تعریف رابطه با همسایه تبیین می کند که اگر هر کدام مان بدان التزام داشته باشیم، بسیاری از مشکلات اصلا به وجود نخواهد آمد که در پی رفع و رجوعش، از این پاسگاه به آن دادگاه رویم و میان قهر و آشتی به آمد و شد بپردازیم. همسایگی را البته می توان تعریفی "موسع" داد و از قرابتِ خانه به هم گروهی در فضا های مجازی هم تسری داد که افراد در این همسایگی مجازی به همکلامی حقیقی می پردازند و گاه، سخن به تندی می گراید و زمانی نیز از این فراتر رفته و کلمات، حکم مشت و لگد پیدا می کنند و بر سر و روی همسایه های مجازی می نشینند که شاید هزاران کیلومتر بین خانه هاشان فاصله باشد.

در این فضا هم باید به بازتعریف این حدیث نورانی پرداخت و خود را ملزم کرد به این که نه تنها در مباحثه به مجادله نیفتاد که اگر دیگری هم به این مسیر رفت و سخن ناپرهزانه گفت، به صبر و سلام برگزارکنیم و جز به شیوه "احسن" سخن نگوئیم. این می تواند در فضای به شد سیاست زده از نوع گروه گرایی که گاه اخلاق را شاهرگ می زند، نوش دارویی باشد به هنگام که سهراب حق جویی و حق گویی را از مرگی زودرس برهاند. به همین ماجرای سیل ها نگاه کنیم، هر کس به نوعی سخن می گوید که خار شود و در چشم آن که رقیب می داندش، فرو رود!

قصد تلخ کردن کام ها با دوباره خوانی آن تلخ گفته ها ندارم. به این هم نمی پردازم که رویه تلویزیون چقدر به "همدلی" نزدیک است و چقدر به "دوردلی". همه چیز را امروز، همگان می دانند. من فقط می خواهم کلمات این نوشته، مثل سنسوری عمل کند که هرگاه از هندسه این حدیث، پا، فراتر گذاشتیم، هشدار مان دهد و به منطق موسوی تعامل با همسایه، باز گرداند. منطقی که نه تنها از بدرفتاری و بدزبانی، پرهیز می دهد که از مقابله به مثل در برابر بدرفتاران هم دور می خواهد ما را.  باری، بد نباید گفت مطلقا و بر بد گویی دیگران هم باید، به قاعده "مروا کراما" رفتار کرد. این به تعامل و توسعه گفتمان به قاعده حق، کمک می کند و ما را در عمل به حدیث موسوی، توانا می سازد. عملی که راه گشای فرداهای موفقیت است.

فرداهایی که یاد بگیریم نقد را به آداب خویش برگذار کنیم و قلم به تخریب نگردانیم که آن کار بیل و کلنگ و بمب است و ساحت سخن از آن مبراست. در نقد به آینگی این آیین فرخنده توجه داشته باشیم تا شخص نقد شده جز به اصلاح رفتار، فکر نکند. این رویه هم به نفع آحاد است و هم منفعت کلان اجتماعی را به دنبال دارد و می تواند روابط اجتماعی را نسقی مومنانه بدهد. چنان که هر کجا، همه با هم همسایگی کردیم و "جار" را بر " دار" مقدم شمردیم، خانه خودمان اول آباد شد و هرجا که چشم بر "جار" بستیم و به فکر آبادانی "دار" افتادیم، به مکافاتی گرفتار آمدیم که دنیا را دارِ آن می دانیم اما غفلت از این دانسته ما را به شرایطِ نابایسته، گرفتار کرد پس هشدار که مرز های همسایگی را پاس بداریم.

همسایگان را در جغرافیای خاک و فضای مجازی، حرمت بگذاریم که این حرمت نهادن، حرمت می افزاید و بی حرمتی اول از همه از قدر گوینده می کاهد و بعد آرامش جامعه را برمی آشوبد. پس مراقب کلمات خود باشیم تا نیشتر نشود در پهلوی همسایه...

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار