
به گزارش خبرنگار تابناک از استان ایلام ایلام سرزمین ایلات و طوایف است؛ اما پیش از آن، سرزمین همزیستی، برادری و یک هویت مشترک است.
ایلات و طوایفی که قرنها در کنار یکدیگر زیستهاند، در شادی و غم یکدیگر شریک بودهاند و در روزهای سخت، مرزهای طایفهای را کنار گذاشته و برای دفاع از آب و خاک خود در کنار یکدیگر ایستادهاند.
آنچه امروز از این همزیستی تاریخی برای ما باقی مانده، صرفاً یک خاطره فرهنگی نیست؛ بلکه یک سرمایه اجتماعی ارزشمند است؛ سرمایهای که در بزنگاههای تاریخی، ایلامیان را به یک جامعه منسجم تبدیل کرده است.
اما این سرمایه اجتماعی، همواره در معرض یک آسیب جدی قرار دارد؛ تقلیل هویت جمعی به هویتهای خرد و تبدیل منافع عمومی به مطالبات ایلی و طایفهای.
مطالبهگری حق مردم است، اما سهمخواهی ایلی مطالبهگری نیست و هیچکس نمیتواند و نباید با مطالبهگری مردم مخالفت کند.
اتفاقاً جامعهای که از مسئولان، نمایندگان، استانداران و مدیران خود مطالبه نکند، جامعهای منفعل است و طبیعتاً نمیتواند مسیر توسعه را مطالبه کند.
اما میان مطالبهگری عمومی و سهمخواهی گروهی تفاوتی اساسی وجود دارد.
وقتی مردم یک شهرستان برای راه، آب، درمان، مدرسه، اشتغال، صنعت یا زیرساخت مطالبهای را مطرح میکنند، این مطالبه متعلق به همه مردم آن شهرستان است؛ نه متعلق به یک ایل، طایفه یا تیره.
اگر این مطالبه از جغرافیای عمومی شهرستان جدا و به «سهم فلان ایل» یا «مطالبه فلان طایفه» تبدیل شود، اتفاقی مهم در ساختار اجتماعی رخ میدهد: مطالبه عمومی جای خود را به رقابت گروهی میدهد.
در چنین شرایطی، به جای اینکه همه مردم یک شهرستان خود را در یک مطالبه مشترک شریک بدانند، ممکن است هر گروه تصور کند افزایش سهم دیگری به معنای کاهش سهم اوست.
این همان نقطهای است که مطالبهگری میتواند به جای ایجاد همگرایی، واگرایی اجتماعی ایجاد کند.
خطر از جایی آغاز میشود که «ما» کوچک میشودجامعه برای توسعه به «ما»ی بزرگ نیاز دارد.
اما اگر مطالبهگری دائماً بر اساس ایل، طایفه و تیره تعریف شود، این «ما» به تدریج کوچک و کوچکتر میشود؛ از شهرستان به ایل، از ایل به طایفه، از طایفه به تیره و در نهایت حتی به خانواده.
در ادبیات جامعهشناسی، این وضعیت را میتوان نوعی خردشدگی هویتی و کاهش ظرفیت کنش جمعی دانست.
یعنی جامعهای که باید برای یک هدف مشترک کنار هم قرار بگیرد، به گروههایی تقسیم میشود که ممکن است مطالباتشان را در رقابت با یکدیگر تعریف کنند.
نتیجه نیز روشن است:هرچه مطالبهگری خردتر شود، قدرت مطالبهگری عمومی کمتر خواهد شد
نماینده مجلس، استاندار یا وزیر زمانی قدرت بیشتری برای پیگیری یک مطالبه دارد که پشت سر او یک شهرستان متحد قرار داشته باشد؛ نه مجموعهای از گروهها که هرکدام مطالبه خود را با عنوان سهم یک ایل یا طایفه مطرح میکنند.
واقعیت اجتماعی ایلام را نمیتوان انکار کرد. هر شهرستان استان ترکیبی از ایلات، طوایف، تیرهها و خانوادههای متعدد است و این تنوع بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی این استان محسوب میشود.
اما هویت فرهنگی با نظام تصمیمگیری و برنامهریزی عمومی یکی نیست.
دولت، بودجه، اعتبارات و خدمات عمومی را بر اساس ساختار رسمی جغرافیایی کشور توزیع میکند؛ استان، شهرستان، بخش، دهستان و روستا؛ بنابراین مطالبهگری نیز باید عمدتاً در همین چارچوب تعریف شود.
اگر یک جاده در یک شهرستان نیازمند اعتبار است، مطالبه آن باید مطالبه مردم همان شهرستان باشد؛ اگر بیمارستانی نیازمند توسعه است، مطالبه توسعه آن باید مطالبه عمومی منطقه باشد؛ اگر اشتغال و سرمایهگذاری موضوع مطالبه است، باید همه مردم آن جغرافیا خود را ذینفع بدانند.
نه اینکه هر پروژه و اعتبار، به یک ایل یا طایفه منتسب شود و رقابت بر سر اینکه «این سهم متعلق به چه کسی است» شکل بگیرد.
در همین چارچوب، سخنان سارا فلاحی، نماینده استان، در شامگاه چهارشنبه در جمع معتمدین ایل شوهان نیز قابل تأمل است.
وی با اشاره به ترکیب ایلی و طایفهای شهرستانهای استان، بر این نکته تأکید داشت که پیگیری مطالبات در جغرافیای شهرستان صورت میگیرد و تقسیم شهرستان بر اساس بافت ایلی و مطالبهگری بر مبنای آن، کار نماینده و مسئولان را دشوار خواهد کرد.
این سخن، فارغ از اینکه چه کسی آن را بیان کرده است، از یک منظر اجتماعی نیز قابل توجه است.
چرا که اگر قرار باشد هر مطالبهای ابتدا از فیلتر تعلقات ایلی و طایفهای عبور کند، اصل مسئله یعنی توسعه و منافع عمومی به حاشیه خواهد رفت.
ما باورمندانه معتقدیم مردم باید از مسئولان مطالبه کنند؛ از نمایندگان خود پاسخ بخواهند؛ عملکرد مدیران را نقد کنند و برای رفع مشکلات منطقه خود مطالبهگر باشند.
یادداشت: علی اصغر اسدی